|
|
|
|
|
رفتن همیشه به معنای رسیدن نیست ولی برای رسیدن باید رفت. در بن بستهای زندگی راه آسمان باز است. پرواز بیاموز. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 9:35 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
کوتاه در باره دحوالارض:
وَ الْأَرْضِ و َمَا طَحَاهَا " بيست و پنجم ماه ذی القعده روز دحوالارض است. دحوالارض را چنین معرفی ميكنند: "روزي كه زمين از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد" . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 23:5 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
دنیا آنقدر بزرگ است که برای همه جایی برای زیستن دارد . پس سعی کنیم بجای اینکه جای دیگران را بگیریم و یا خود را جای دیگران جا بزنیم جایگاه واقعی خود را بدست بیاوریم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 17:56 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
از آهسته رفتن نترس ،
از بي حركت ايستادن بترس! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 5:31 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
پرواز
بنده ی من ، من خدایم سوز دل را ساز کن
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 14:38 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
هم با خدا تو هستی ، هم نا خدا تو هستی رو می کنم به هر جا ، در هر کجا تو هستی از ابتدا تو بودی، تا انتها تو هستی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 12:18 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد گشت همواره درجست وجوی چراغ وپناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی آغاز شد از امید در خود چراغی بیافروز که پگاه خوشبختی نزدیک است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 9:27 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
آی سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی است درکدامین کوه است در کدامین صحرا او چنین قیمت گفت تا کسی در پی این افسانه |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 9:9 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
شايد نشود به گذشته بازگشت و يك آغاز زيبا ساخت ، ولي ميشود هم اكنون آغاز كرد و يك آينده زيبا ساخت! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 8:38 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
از عرش صدای ربنا می آید |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 16:12 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
شما آهن ربايي زنده هستيد ، در مورد هر چه بينديشيد همان را به خود جذب مي كنيد ! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 19:16 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
امام جواد (عليه السلام) مي فرمايند :
مومن به سه خصلت نيازمند است: توفيقي از سوي خدا ، نفسي پند دهنده و پذيرش سخن نصيحتگوي. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 12:8 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
رسول گرامی اسلام (ص ) فرمود: "حسين از من و من از حسينم " |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 12:43 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 17:50 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 11:21 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
ببخش نه به آن دلیل که دیگران سزاواربخششند،
بلکه به آن دلیل که تو سزاوار آرامشی!
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 5:19 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
كمك كن خدايا كمك كن كه تنها نمانم |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 18:24 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
خدا را کجا يافتي مسافر؟ كوله پشتیاش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت. نهالی رنجور و كوچك كنار راهایستاده بود، مسافر با خندهای رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جادهبودن و نرفتن؛ درخت زیرلب گفت: ولی تلخ تر آن است كه بروی وبیرهاورد برگردی. كاش میدانستی آنچه در جستوجوی آنی، همینجاست... مسافر رفت و گفت: یك درخت از راه چه میداند، پاهایش در گِل است، او هیچگاه لذت جستوجو را نخواهد یافت. و نشنید كه درخت گفت: اما من جستوجو را از خود آغاز كردهام و سفرم را كسی نخواهددید؛ جز آن كه باید. مسافر رفت و كولهاش سنگین بود. هزار سال گذشت، هزار سالِ پر خم و پیچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته بود، اما غرورش را گم كرده بود... به ابتدای جاده رسید. جادهای كه روزی از آن آغاز كرده بود. درختی هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده بود. زیر سایهاش نشست تا لختی بیاساید. مسافر درخت را به یاد نیاورد. اما درخت او را میشناخت. درخت گفت: سلام مسافر، در كولهات چه داری، مرا هم میهمان كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمندهام، كولهام خالی است و هیچ چیز ندارم. درخت گفت: چه خوب، وقتی هیچ چیز نداری، همه چیز داری.اما آن روز كه میرفتی، در كولهات همه چیز داشتی، غرور كمترینش بود، جاده آن را از تو گرفت. حالا در كولهات جا برای خدا هست و قدری از حقیقت را در كوله مسافر ریخت... دستهای مسافر از اشراق پر شد و چشمهایش از حیرت درخشید و گفت: هزار سال رفتم وپیدا نكردم و تو نرفتهای، این همه یافتی! درخت گفت: زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم ، و پیمودن خود، دشوارتر از پیمودن جادههاست ... این داستان برداشتی است از فرمایش حضرت علی ( ع ) "من عرف نفسه فقد عرف ربه" آن کس که خود را شناخت به تحقیق که خدا را شناخته است... در انتها اینکه : انسان وقتی بلند حرف میزند صدایش را میشنوند، اما هنگامی كه آهسته صحبت كند به حرفش گوش میدهند. (پل رینو) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 6:36 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
حکمت وزیدن باد در رقصاندن برگها نیست ،امتحان ریشه هاست.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 10:43 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
جوانی ستاره ای است که فقط یکبار در آسمان عمر طلوع می کند " . ژوبرت |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 18:56 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
شكسپیر: عشق مثل آبه، می تونی تو دستات قایمش كنی ولی یه روز دستاتو باز می كنی می بینی همش رفته بی اینكه بفهمی. اما دستت پر ازخاطره هاست. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 9:25 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی شادی آرام بخند ، نکند غم بیدار شود،
وقتی غمگینی آرام گریه کن، نکند شادی نا امید شود . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:54 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
تنها شده اي؟ دل تو بي ماست، بيا خسته شده اي؟ ز رنگ دنياست بيا حيف است چنين بدون من جا ماندي اي بنده ي من جاي تو اينجاست بيا*
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 9:37 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
من ميخواهم كاملا شبيه يك درخت باشم.ميخواهم همواره نمو كنم. از بالا ميوه هايي داشته باشم و از پايين با استحكام روح و ريشه خود را در اعماق زمين فرو برم تا بتوانم به زندگاني عملي خود روش و نيرويي بدهم. يشتاين
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 11:40 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
انسان خوشبخت آن کسی است که حوادث را با تبسم و اندکی دقت بعلت وقوع آن تلقی وقبول نماید . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 18:0 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
آنهایی كه رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند نمی دانند كه پائیزهمان بهار است كه عاشق شده! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 11:35 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
چه خوب است زندگي پر فروغ آينده ما گذشته هاي شوم
تاريكمان را تكذيب نمايد. دكتر مهدي حميدي |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 12:27 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 15:39 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
ماه من : غم اگر هم روزی مثل باران بارید ، یا دل شیشه ایت از پس پنجره عشق زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی باز کن و بگو با دل خود که خدا هست هنوز |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 16:4 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
هر روز صبح وقتی چشمانم را می گشایم به خود می گویم: من این قدرت را دارم که امروز خوشحال باشم و یا غمگین . من می توانم انچه را که باید باشم انتخاب کنم. دیروز مرده است. فردا که هنوز نرسیده است . من فقط یک روز دارم همین"امروز". و من می خواهم که در آن خوشحال باشم وحتما" خوشحال خواهم بود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 11:7 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
ثروتمندزاده اى را در كنار قبر پدرش نشسته بود و در كنار او فقیرزاده اى كه او هم در كنار قبر پدرش بود. ثروتمندزاده با فقیرزاده مناظره مى كرد و مى گفت : صندوق گور پدرم سنگى است و نوشته روى سنگ رنگین است . مقبره اش از سنگ مرمر فرش شده و در میان قبر، خشت فیروزه به كار رفته است ، ولى قبر پدر تو از مقدارى خشت خام و مشتى خاك ، درست شده ، این كجا و آن كجا؟ فقیرزاده در پاسخ گفت :تا پدرت از زیر آن سنگهاى سنگین بجنبد، پدر من به بهشت رسیده است .! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 13:0 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
لقمان به پسرش گفت:
پسر عزیزم همنشین را از روى بصیرت انتخاب كن. اگر دیدى گروهى خداى عزوجل را یاد مىكنند، با ایشان بنشین كه اگر تو عالم باشى علمت سودت بخشد و اگر جاهل باشى ترا بیاموزند و شاید خدا بر آنها سایه رحمت اندازد و ترا هم فرا گیرد. و چون دیدى گروهى بیاد خدا نیستند با آنها منشین . زیرا اگر تو عالم باشى علمت سودت ندهد و اگر جاهل باشى نادانترت كنند و شایدخدا بر سرشان كیفرىآرد و تراهم فرا گیرد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 11:6 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
آموخته ام: که اگر نمی توانم ستاره باشم،لزومی ندارد ابر باشم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 16:43 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
دریا باش كه اگر كسی سنگی به سویت پرتاب كرد سنگ غرق شود
نه آنكه تو متلاطم شوی. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 16:38 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی خوشحال هستید قول ندهید.وقتی غمگین هستید پاسخ ندهید.
وقتی عصبانی هستید تصمیم گیری نكنید.
دو بار فكر كنید. . .، خردمندانه عمل كنید. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 12:6 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
گزينش امروز ما ، برآيند انديشه ها و راه بسيار درازيست که تا کنون ازآن گذشته ايم . اين گزينش مي تواند سيماي نوي را ازما به نمايش بگذارد .
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 10:30 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
آنچه هستي باش. (( نيچه Nietzsche )) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 20:4 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
قالَ علی السلام :
فرمود: كسى كه به برادرش یا دوستش فائده اى برساند خانه اى در بهشت فائده برده است . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 15:23 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
این گونه زندگی کنیم
شاد اما دلسوز ساده اما زیبا مصمم اما بی خیال مهربان اما جدی سبز اما بی ریا عاشق اما عاقل |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 8:13 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): فِي خُطْبَةٍ أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ خَلَائِقِ الدُّنْيَا وَ الاْخِرَةِالْعَفـْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تَصِلَ مَنْ قَطَعَكَ وَ الْإِحْسَانُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْكَ وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَك: عفو و گذشت از كسى كه به شما ستم روا داشته است وصله رحم كنى ازكسى كه از شما بريده است و احسان و نيكى كنى به آن كس كه به شما بدى كرده است و عطاء بخشش كنى به كسى كه شما را محروم ساخته است . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 17:40 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
يادمان باشد زنگ تفريح دنيا هميشگي نيست. ساعت بعد حساب داريم! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 17:19 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
گریه ابر برای وداع با آسمان است .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 23:34 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
نگاها همه سنگ است قلبها همه سنگ چه سنگ بارانی گیرم گریختی همه عمر کجا پناه بری ؟ خانه خدا.هم سنگ است؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 20:0 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
ماه رمضان برای آن است که:
یک ماه مرخصی از زمین ، برای سفر به ملکوت بگیریم ! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 0:26 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
رسول اکرم(ص): هر بنده ای که آرزو دارد روز قیامت، روبروی پیامبرش بنشیند و او را ببیند در حالی که پیامبر او را می بیند بعد از هر نماز واجب، ده مرتبه بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد. جامع الاخبار، فصل28، ص67. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 14:52 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 9:21 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 9:20 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
گفتمش : دل میخری؟ گفتا چند؟ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 13:5 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
لبخند زدی و آسمان آبی شد شبهای قشنگ شهریور مهتابی شد پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:10 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
هرکه غمی از غمهای دنیا را از مومنی بردارد... خدا غمی ازغمهای روز قیامت از او بردارد هر گه بر تنگدستی آسان گیرد.خدا در دنیا وآخرت بر او آسان گیرد، وهر که راز پوش مسلمانی شود،خدا در دنیا وآخرت راز پوش وی شود. حضرت محمد(ص)-نهج الفصاحه. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 15:45 توسط فاطمه
|
|
||