|
|
|
|
|
غربت آن نیست که تنها باشی
فارغ از فتنه فرداباشی غربت آن است که چون قطره ی آب در پی دریا باشی غربت آن است که مثل من و دل در میان همه کس یکه و تنها باشی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 15:23 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
![]() تا دیده ام به روی جهان باز شد، زشوق لبخند مهربان تو جا در تنم دمید فریاد حاجتم چو برون آمد از گلو دست نوازش تو به فریاد من رسید |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 6:50 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 12:21 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
معلمم به خط فاصله مي گفت: خط تيره! مي دانست فاصله چه به روز آدم ها مي آورد... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:16 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
هفته معلم را به همه علم دوستان،معلمان ودانش دوستان
تبریك عرض می كنم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:15 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
زائری بارانی ام آقا به دادم میرسی؟
بی پناهم ،خسته ام ،تنها ،به دادم میرسی؟ گر چه آهو نیستم ،اما پر از دلتنگیم ضامن چشمان آهوها ، به دادم میرسی؟ التماسم را به چشمت بسته ام هشتمین دردانه زهرا ، به دادم میرسی؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 20:17 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام:
اگر قسمت هست فردا به مشهد میروم . تا شنبه خداحافظ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 15:23 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
دلم گرم خدائیست که با دستان من گندم برای یا کریم میریزد
دلم گرم است و میدانم که میخواند مرا با آنکه می داند گنهکارم بدون لطف او تنهای تنهایم برایت من خدا را آرزو دارم |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 22:56 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
شيطان
اندازه ي يك حبه قند است؛ گاهي مي افتد توي فنجان دل ما؛ حل مي شود آرام آرام... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 17:0 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
در طول زندگیم هیچگاه از کسانی که با نظر من موافق بودند
چیزی نیاموختم. مالرو |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 16:37 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم
که با هر بارتراشیده شدن، کوچک وکوچکتر
میشود…
ولی پدر ...
یک خودکارشکیل و زیباست که درظاهرابهتش را
همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این
حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر
میتواند بنویسد …
بیایید قدردان باشیم ... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:58 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
آرزو دارم نوروزی که پیش رو داری ، |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 16:16 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
ساقی گل و سبزه بس طربناک شده ست دریاب که هفتهی دگر خاک شده ست می نوش و گلی بچین که تا در نگری گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده ست (با آرزوی روزی شاد در کنار طبیعت) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 11:28 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب . . . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 16:10 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
|
کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم گوشه ای تنها نشینم تا تماشایت کنم مینویسم روی هر گل نام زیبای تو را / تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم . . . اللهم عجل لولیک الفرج |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1391ساعت 15:16 توسط فاطمه
|
|
||